ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
110
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
از هندوان نود زنجير فيل گرفتند و باقى فيلان ، برخى كشته شدند و برخى گريختند . فرمانرواى هند ، يعنى ملك بنارس ، هم به قتل رسيد و هيچ كس او را نشناخت . فقط دندانهاى وى ريشهاش سست شده بود و روى آنها طلا كشيده بودند . با اين نشانى توانستند جسد او را ميان اجساد ساير كشتهشدگان باز شناسند . همين كه هندوان شكست خوردند و گريختند ، شهاب الدين وارد شهرهاى بنارس گرديد و خزائنى را كه به دست آورد بر هزار و چهارصد شتر بار كرد و به غزنه برد . فيلهائى را هم كه گرفته بود ، همراه داشت . ميان آنها يك فيل سفيد نيز وجود داشت . كسى كه آن فيل را ديده بود براى من گفت : « وقتى آن فيلان را گرفتند و پيش شهاب الدين بردند ، به آنها فرمان داده شد كه در برابر ملك به خاك بيفتند و تعظيم كنند . همه سر فرود آوردند و به خاك افتادند جز آن فيل سپيد كه تعظيم نكرد . » از اين كه مىگوئيم فيلان تعظيم مىكنند كسى نبايد تعجب كند چون وقتى چيزى به آنها گفته مىشود ، معنى آن را مىفهمند . من خود در موصل فيلى را ديدم كه پيلبان با او حرف مىزد و فيل ، هر دستورى را كه او مىداد ، به كار مىبست .